زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه سی و هفتم

1391/10/26 13:45
نویسنده : الی
495 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خوشگل مامان

امروز خیلی خوشحال بودم .... نمیدونم چرا .... مثل همیشه احساس میکنم که دارمت

هر چقدر روزا بیشتر میگذره  این حس قوی تر میشه و خوشحالی من بیشتر

البته اگه این خوشحالی یهویی غصه نشه

امروز دوباره خواب دیدم  به قول خانم ابراهیمی که بهم میگه تو توی خوابات یه سریال کامل رو میبینی

خواب دیدم سرکارم هستم  و  میخوایم با خاله فیروزه بریم خونه ...  شوهر خاله فیروزه اومده دنبالمون ... سوار ماشین که شدیم.... دیدم یه دختر کوچولو دارن .... گرفتمش روی پام .... خاله فیروزه مای بیبی نکرده بود بچه رو ... وسط راه جیش کرد رو پام.....

صبح که بیدار شدم همش پیش خودم میگفتم باید لباسام رو بشورم  ولی بعدش یادم اومد که خواب دیده بودم

واسه خاله که تعریف کردم خیلی خوشحال شد و گفت جیش کردن بچه تو خواب خیلی خوبه

***************************************

پ ن: گل مامان رو پای کسی جیش نکنی هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زندگی شیرین من
28 دی 91 11:32
سلام عزیزم...
امیدوارم احساست هر چه زودتر به حقیقت تبدیل بشه...
به زودی خبر نی نی دار شدنت رو بهمون بدی گلم